|
به نام خالق احساس و زیبایی
خیلی وقت ها پیش آمده که یک فنجان چای نوشیده ایم،اما اصلا به طعم و لذت آن توجه نکرده ایم.وقتی خوردیم و ده دقیقه گذشت،تازه یادمان می افتد که چند دقیقه قبل چای خورده ایم.ما باید کاملا در حال،حضور داشته باشیم تا بتوانیم از چای لذت ببریم.تنها در هوشیاری نسبت به زمان حال است که دستان ما می توانند گرمای دلپذیر فنجان را حس کنند.تنها در این حال است که می توانید عطر چای را ببویید،طعمش را بچشید و از حرارتش لذت ببرید.وقتی عمیقا در فکر گذشته هستیم و یا نگران آینده، از تجربه نوشیدن یک فنجان چای هیچ چیز دستگیرمان نمی شود.چشممان را به فنجان می دوزیم،یک فنجان چای را می نوشیم و اما دریغ از یک قطره لذت و حس خوب!
زندگی نیز همین طور است.اگر کاملا در اکنون حضور نداشته باشیم و زندگی را زندگی نکنیم،پراکنده می شویم و زندگی می گذرد.این گونه است که احساس،عطر،ظرافت و زیبایی زندگی را از دست می دهیم.
این گونه است که زیبایی لبخند یک کودک را درک نمی کنیم.
این گونه است که صدای بال سنجاقک را نمی شنویم.
این گونه است که ظرافت یک طرح زیبا را فراموش می کنیم.
این گونه است که گرمای دست پدر و مادرمان و همسرمان را حس نمی کنیم.
انگار که زندگی دارد در مسیری دیگر می رود و ما در مسیری دیگر در حال حرکتیم!گذشته تمام شده است.ازآن بیاموزیم و بگذاریم برود.آینده هنوز نرسیده است.برایش اندیشه کنیم و تدبیر،اما بیهوده نگران آن نباشیم.نگرانی و حسرت بی فایده است.
نگرانی چیزی را در فردای ما عوض نخواهد کرد اما لذت امروزمان را تباه می کند.حسرت،گذشته را به ما باز نخواهد گرداند،اما اکنون را از ما می گیرد.وقتی دست از فرو رفتن در گذشته و آن چه که رخ داده است برداشتیم و نگرانی در مورد آن چه که ممکن است هرگز اتفاق نیفتد را نیز کنار گذاشتیم،آن موقع در لحظه حاضر خواهیم بود.
آن هنگام است که لذت بردن از زندگی آغاز خواهد شد.
آن هنگام است که زندگی را زندگی خواهیم کرد.
آن هنگام است که خدا را بیشتر تجربه خواهیم کرد.
پس بفرمایید یک فنجان چای داغ و خوش طعم! |